تبليغاتX
زیرو بم - safhe asli.jpg
banafsh

88/01/10

دست از طلب ندارم تا کام من برآید/ یا تن رسد به جانان یا جان من برآید
!

 

ای سرو نازِ حُسن که خوش میروی بناز/ عشاق را بنازِ تو هر لحظه صد نیاز
(از نوک مماخش تا دُمش گمونم 30 سانت میشد! قدیما سبز نبودن؟)

عیشم مدام است از لعل دلخواه/ کارم به کام است الحمدالله
یا
بارها گفته ام و بارِ دگر میگویم/ که من دلشُده این ره نه بخود میپویم

آیین تقوا مانیز دانیم/ لیکن چه چاره با بختِ گمراه
(شبیه آخوندکه! نه؟!)

گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم/وعده از حد بشدو ما نه دو دیدیم و نه یک!

banafsh

 RSS 
powered by blogfa.com