تبليغاتX
زیرو بم safhe asli.jpg
banafsh

88/08/15

باید یاد بگیری چطور سیب رو گاز بزنی، با ولع.
حتی اگه از بهشت بیرون‌ت کنن، بدون حوا.

banafsh

88/08/10

وهم

لزومن کسی که در توهمات‌ش همیشه عاشق بوده نمی‌تونه کسی رو در عالم واقع هم اون‌طور که باید دوست داشته باشه و به‌ش عشق بورزه.
معشوقِ خیالی نیازهایی داره که خودِ فرد متوهم طبق خوانده‌ها وُ شنیده‌ها وُ دیده‌ها طراحی کرده و بر اساس توانایی که برای برآورده‌سازی نیازها داره، اون‌ها رو دسته بندی می‌کنه و بعضی‌هاش رو که به مذاقش خوش نمی‌آد دور می‌ریزه و با نکته های اصلی یک رابطه‌ی عاطفی خیالی، حس رمانتیک خودش رو پرورش می‌ده، بدون داشتن جزئیاتی که در هر رابطه‌ي واقعی به لحاظ تفاوت‌های فردی، شرایط زمانی و مکانی می‌تونه متفاوت باشه.
و وقتی در خم‌وپیچ یه رابطه ی واقعی با مسائل جدید و نیازهای جدید از طرف معشوق واقعی و خودش که حالا جای عاشق واقعی رو گرفته، روبه‌رو می‌شه، سر در گم دنبال عشق تخیلی‌ش می‌گرده، دنیایی که همه چی حتی نیاز معشوق به خواست فرد ایجاد و با کیفتی مطابق میل‌ رفع می‌شد، بدون هیچ کمی و کاستی‌ای، جایی که هر دو خوش و خرم بودن.
این دو دنیا رو مدام با هم مقایسه می‌کنه و می‌بینه این چیزی نیست که می‌خواسته، پس دیگه به رابطه‌ی واقعی‌ش با اون فرد خاص ادامه نمی‌ده، خیلی با انصاف باشه قبول می‌کنه رابطه به "سلیقه‌"ي اون پیش نرفته وگرنه برای خدشه‌دار نشدن تصویرِ عشقی که در مخیله‌‌ش ساخته، (تصویری که عاشق بودن رو در حد کمال بلده) گفته وُ نگفته طرف مقابل رو مقصر می‌دونه و این روند رو تا همیشه ادامه می‌ده و دنبال کسی می‌گرده که توانایی به تصویر کشیدن تخیلات اون رو داشته باشه و دنبال عشق ناب"ش" می‌گرده.

پ.ن1: فک می‌کنی بتونه یه روزی پیداش کنه؟!
پ.ن2: و خداوند استثناء رو آفرید! منکر نایاب بودنِ آدمی که اگر‌چه یه همچین رویه‌ای رو در زندگی‌ش پیش گرفته و بر حسب اتفاق یا سرریز شدن خودآگاهی روشش رو تغییر می‌ده، نیستم!
پ.ن۳: در این‌جا عشق و دوست داشتن به یک معناست.

 |  banafsh

88/08/09

او با سیب آمد

banafsh

88/08/08

نرفتم

مهم نیست چقد منتظر این لحظه موندی، کافی بود برا یه لحظه فک کنی، که چی بشه آخه؟!

banafsh

88/08/06


ماه، ماهِ بی‌قرار
ترانه‌ی متواری
در گردنه‌های باران پوش.

سید علی صالحی

banafsh

88/08/02

همه زیبایی رو می‌بینن
ولی فقط بعضیا می‌خوان که درکش کنن و
خیلی کمتر از بعضیا می‌تونن حسی که نسبت به اون زیبایی دارن به تصویر بکشن
و خیلی کمتر از خیلی کمتر از بعضیا این حس و تصویر رو با دیگران به اشتراک می‌ذارن.

پی‌نوشت: خب... البته وجود نریشن‌های قهاری که در بطن این ماجرا اما سوای اون در کنار ما زندگی می‌کنن رو نمی‌شه کتمان کرد، ولی تشخیص‌شون هم کار آسونی نیست.
اونا همیشه جای اونی که باید، حرفی که باید رو می‌زنن بدون اینکه هم‌بازی ما شده باشن.

banafsh

88/07/26

وقتِ باید، خون گریه می‌کند
روحم، تنم، من
گاهی
خون‌تر، داغ‌تر، زن‌تر.

banafsh

88/07/24

هر‌وقت حس کردم باید فراموشت کنم، می‌بخشمت.

banafsh

88/07/20

رهاتر از پرنده
وقتی تمام‌ام می‌شوید.

پ.ن: سنجاقک

banafsh

88/07/17

س.و.پ.ر بنفش

خیلی اغراق شده‌ست!
فعلن که لِه‌ام...

 |  banafsh

88/07/12

نترس...
اون یه غریبه ست.

banafsh

 RSS 
powered by blogfa.com